ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1335
سفرنامه شاردن ( فارسى )
سدرة المنتهى « 2 » كه به مفهوم مرتفعترين نقطهء فضا و هستيهاست ، همچنين كنايتى است به زره ، و اين اشارت دور از ذهن نيست زيرا سينه جايگاه و سپر حفاظت دين مىباشد . در نظر ايرانيان بيشتر از آنچه مفتى در عثمانى اختيار و قدرت دارد ، صدر توانمند و مقتدر است و وى را پادشاه و حاكم امور مذهبى و حقوقى ، شيخ ، قبلهگاه واقعى ، قائم مقام پيغمبر و نايب امامان - خلفاى نخستين مىدانند . همهء مؤمنان ايران بر اين باورند كه سلطه و حكومت افراد جدا از جامعهء روحانيّت و اهل ايمان غصبى است ؛ و حكومت مدنى حقّ مسلّم صدر و ديگر روحانيان است ؛ و براى اثبات دعوى خويش مىگويند كه حضرت محمد هم رسول خدا و هم شاه بود ، و پروردگار هم ، سررشته امور مادى و معنوى جامعهء مسلمانان را به دست وى سپرده بود . اما بيشتر مردم بر اين اعتقادند كه حكومت و فرمانروايى افراد غير مذهبى مباين دين نيست ، زيرا شاه سايه و جانشين خدا و پيغمبر است و مردمان را به صراط مستقيم رهبرى مىكند ، و صدر و ديگر افراد جامعهء روحانيت نبايد وظايف خاصى را كه بر عهده دارند با امورى كه اهل سياست مسؤول آن مىباشند بياميزند . افزون بر اين امور قضا ، همچنين بسيارى از امور دين از وظايف سلطنت مىباشد . اين عقيده بر نظريهاى كه تنها جامعهء روحانيت از آن پيروى مىكنند فاضلتر است ، اما شاه و وزيران و
--> صدرى كه جز به صدر بزرگيش * اقبال را مقام و وطن نيست ( مسعود سعد ) نه هركس سزاوار باشد به صدر * كرامت به فضل است و رتبت به قدر ( سعدى ) چون به راه مكّه خاقانى به يثرب داد روى * پيش صدر مصطفى حسّان دوران ديدهاند ( خاقانى ) ( 2 ) - سدرة المنتهى گرچه از نظر معنى خيلى دور از صدر نيست ، اما از جهت لغوى با آن تفاوت زياد دارد كه به معنى درختى است بسيار ستبر واقع در آسمان هفتم . بنا به روايت ، حضرت رسول هنگام معراج آن را ديد . اين زيباترين چيزهايى است كه پروردگار آفريده ، و چنان بزرگ است كه يك برگش سراسر زمين را مىپوشاند . سلسبيل زير اين درخت بزرگ واقع است ، و از آن دو رودخانه رحمت و كوثر جريان مىيابد . منّت سدره و طوبى ز پى سايه مكش * كه چو خوش بنگرى اين سرو روان اين همه نيست